چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم از عشقی که گم شدو رفت عاشق مردم شدو رفت……..
گاهی دل آدم به اندازه ی یه دونه عدس می شه کوچیک دلش می خواد دا بزنه اما نمی تونه می خواد گریه کنه اما بازم……..
نمی دونم چرا دوره زمونه این طوری شده
هرکی طرفشو واسه پول مقام جذبیت …..این جور چیزا می خواد نمی دونم چرا……..
عشق مرده…….خیلی وقته نه؟
همه به هم باید پشته پا بزنن.دل صاف پیدا نمیشه؟
داره می سوزه تنم یادش شیرین اما زخماش رو تنم
نمی خوامش دیگه با این که دلم می گه خره عشقت همین بود؟
می خوام مردونگیمو بزارم کنارو زارزار گریه کنم ………
خیلی سختمه………
کمک می خوام
آی خدا دلم واست تنگ شده……..مثه همیشه بدادم برس
آه ! در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود !
وای ! رسم شهرتان بیداد بود
شهرتان از خون ما آ باد بود !
از در و دیوارتان خون می چکد
خون من فرهاد مجنون می چکد !!
آسمان خالی شد از فریادتان
بیستون در حسرت فرهاد تان !
کوه کندن گر نباشد پیشه ام
بویی از فرهاد دارد تیشه ام !
عشق از من دور و پایم لنگ بود
قیمتش بسیارو دستم تنگ بود !
گر نرفتم هر د و پایم خسته بود
تیشه گر افتاد دستم بسته بود !
هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه!
فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه !
هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه!
هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه!
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت !!!
سلام …. واست آرزوی موفقیت می کنم، خیلی قشنگ مینویسی…
چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم از عشقی که گم شدو رفت عاشق مردم شدو رفت……..
گاهی دل آدم به اندازه ی یه دونه عدس می شه کوچیک دلش می خواد دا بزنه اما نمی تونه می خواد گریه کنه اما بازم……..
نمی دونم چرا دوره زمونه این طوری شده
هرکی طرفشو واسه پول مقام جذبیت …..این جور چیزا می خواد نمی دونم چرا……..
عشق مرده…….خیلی وقته نه؟
همه به هم باید پشته پا بزنن.دل صاف پیدا نمیشه؟
داره می سوزه تنم یادش شیرین اما زخماش رو تنم
نمی خوامش دیگه با این که دلم می گه خره عشقت همین بود؟
می خوام مردونگیمو بزارم کنارو زارزار گریه کنم ………
خیلی سختمه………
کمک می خوام
آی خدا دلم واست تنگ شده……..مثه همیشه بدادم برس
آه ! در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود !
وای ! رسم شهرتان بیداد بود
شهرتان از خون ما آ باد بود !
از در و دیوارتان خون می چکد
خون من فرهاد مجنون می چکد !!
آسمان خالی شد از فریادتان
بیستون در حسرت فرهاد تان !
کوه کندن گر نباشد پیشه ام
بویی از فرهاد دارد تیشه ام !
عشق از من دور و پایم لنگ بود
قیمتش بسیارو دستم تنگ بود !
گر نرفتم هر د و پایم خسته بود
تیشه گر افتاد دستم بسته بود !
هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه!
فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه !
هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه!
هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه!
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت !!!
سلام …. واست آرزوی موفقیت می کنم، خیلی قشنگ مینویسی…
سلام
خوش اومدي
روزگارت چطوره
ببينم اينجا خصوصي نداره هههههههههه