هواي … یکشنبه, سپتامبر 28, 2008
Posted by saba in روزمرگي.2 comments
نبستهام به كس دل ، نبسته كس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها ، رها من
زمن هر آنكه او دور،چو دل به سينه نزديك
زمن هر آنكه نزديك ، ازو جدا ، جدا من
نه چشم دل به سويي ، نه باده در سبويي
كه تر كنم گلويي ، به ياد آشنا من
ستاره ها نهفتم در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من
نبستهام به كس دل ، نبسته كس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها ، رها من