jump to navigation

تصميم جديد یکشنبه, آگوست 24, 2008

Posted by saba in روزمرگي.
trackback

ميخوام شيوه زندگيمو عوض كنم … نميخوام اشتباهات گذشته رو تكرار كنم … نميخوام محبت الكي كنم … ميخوام با هركس در حد فهم و شعور خودش برخورد كنم … ميخوام واسه كسي تب كنم كه برام بميره … نميخوام ديگه دروغ بگم (خيلي سخته ولي ممكنه!) … وقتي يه نفر داره ظلم ميكنه يا كار اشتباهي انجام ميده و كاري از دستم برنمياد ، دليل نميشه كه غيبت كنم … اگه خيلي مردم و شهامت دارم بايد برم رو در روش حرفامو بهش بزنم … وقتي دارم در مورد چيزي صحبت ميكنم و حس ميكنم مخاطبم دوست نداره بشنوه همونجا قطعش ميكنم نه اينكه ادامه‌اش بدم … ديگه از هيچكس توقع ندارم كه خيلي باهام صميمي بشه و بهم توجه كنه! … ميخوام خودم باشم چه كسي خوشش بياد يا خوشش نياد … ديگه برام مهم نيست … نميخوام انتظار بكشم اون كسيكه ميخوام با اسب سفيدش بياد ، اينطوري خودمو داغون ميكنم.
بايد ياد بگيرم تو جامعه‌اي دارم زندگي ميكنم كه پره از آدماي نامرد مردنما و اگه بخوام تو اين مجموعه زندگي كنم بايد ياد بگيرم باهوش باشم ، موقعيت شناس باشم ، بيخيال باشم …
بايد باد بگيرم اوني كه از همه مهمتره تلاش براي راضي نگهداشتن خداونده … اگه خدا راضي باشه ، راضي نبودن بقيه اصلا مهم نيست!

دیدگاه‌ها»

1. ايده - یکشنبه, آگوست 24, 2008

منم فك ميكنم كار درستي ميكني. كلن اگر ادم سطح انتظارشو از ادمها بياره پائين شادتر ه و ارامش بيشتري داره. من كه اينطوري بودم. ايشالا خوب و شاد و موفق باشي دوست جون.
—————————————————————–
پاسخ:
منم هويجوري فك ميكنم ديگه ايده جونم :) )
ميسي خانومي

2. صبا - یکشنبه, آگوست 24, 2008

سلام صبا خانوم من
تمام ما آدما تو تمام زندگیمون تنها چیزی که باید یاد بگیریم همینیه که تو تو این پستت نوشتی. اینکه ما ها این قدر تو زندگیامون از همه چیو همه کس ضربه می خوریم واسه همینه. امیدوارم بتونی موفق شی. منم این تمرینو می کنم.
تنبل بازی در نیاریا. کلاس بدمینتون می ری دیگه مگه نه؟
نه دختره رو نمی شناختم. 16-17 ساله می خورد. می گن قطع نخاع شده…
—————————————————————-
سلام عزيزم
منو تنبل بازي!!!! :) ) كلاس بدمينتونو رفتم ثبت نام كنم خانمه گفت كلاسامون براي اين ماه پره! ماه بعد تشريف بياريد … منم گفتم يه باركي بعد ماه رمضون ميرم.
الهي …. ببين به اين دختر كوچولو چقدر سخت اومده كه حاضر شده خودشو از رو پل بندازه پايين!

3. admin - سه شنبه, آگوست 26, 2008

سلام صبایی
میشه گفت که انگار بهترین شیوه زندگی رو پیدا کردی.
این همون چیزی که باید خیلی زودترتر بهش میرسیدی. حالا هم دیر نشده.
حالا هم یکی از بهترین کارها اینه که ذهنت رو فرمت کنی. تا از تمام بدیها و خاطرات تلخ گذشته پاک بشه و یه زندگی جدید رو شروع کنی.
سعی در نزدیکی روحی به خدا، ورزش کردن ، درس خوندن، سعی در موفقیت در هر موقعیتی که هستی جزو متعالی ترین اهدافی میتونه باشه که باید به اونها برسی
هر وقت و هر طوری که فکر میکنی میتونم کمکت کنم میتونی روی من حساب کنی.
—————————————————————-
پاسخ:
سلام
واي … چقدر كاراي سخت سخت بايد انجام بدم!
مرسي :) )

4. اریا - سه شنبه, آگوست 26, 2008

سلام.به قول معروف میگن دنیا رو بنداز جلوی مردم اونوقت باهات رفیق می شن.
کلا دنیا اینجوریه و مردمش هم اینجورین:بری دنبالشون ازت در میرن اما اگه کار به کارشون نداشته باشی و به چیزای مهم تر اهمیت بدی اونوقت میفتن دنبالت.
راستی من چند روز مثلا رفتم مسافرت که اب و هوام عوض شه.چشمتون روز بد نبتنه هوا عین حموم بود :) گفتم که فعلا شمال نرید که هوا بده :)
—————————————————————–
پاسخ:
سلام
واقعا همينطوره! … ايشالا كه خوش گذشته :) )
ما شايد آخراي آبان بريم … اون موقع هوا خيلي خوبه

5. اریا - سه شنبه, آگوست 26, 2008

خوش که چه عرض کنم.هوا که ما شا الله کم نذاشت.عین برنج دم کشیدیم.تازه اعمال شاقه هم این دفعه داشتیم.یه اقا موشه(خانوم موشه) اومده بود تو خونه. خلاصه مادر محترم بسیار ترسیدند :) جالب اینجاست که من با این همه ادعا در خلاقیت و هوش و اینها واقعا از هوش این موشه خیلی خوشم اومد و شرمندش شدم.خیلی تلاش کردم زنده بگیرمش با یه تله ابتکاری.کلی وساطت کردم که از خونش بگذرند اما خوب موشه زرنگ بود و تله هایی که براش می ذاشتم رو دور می زد.خلاصه باعث شد که برن مرگ موش بخرن و موشه هم خورد و دار فانی رو وداع گفت :(
قیافشم خیلی خوشگل بود.قیافش عین جری بود و همون رنگ :) خلاصه از همه لحاظ جاتون خالی :) خیلی خوش گذشت :)
—————————————————————–
پاسخ:
واي … موش!!!!!!!!!!!!!!!!! من اگه بودم درجا سكته ميكردم:(( … بنظر من همون لحظه اول بايد برميگشتين!
دوستان بجاي ما :) )

6. inmorix - پنجشنبه, آگوست 28, 2008

سلام…امیدوارم بتونی انجام بدی….واست آرزوی موفقیت دارم…
—————————————————————–
پاسخ:
سلام
مرسي