jump to navigation

مهدي جان بيا! شنبه, آگوست 16, 2008

Posted by saba in روزمرگي.
10 comments

يازده پله زمين رفت به سمت ملكوت
يك قدم مانده ،زمين شوق تكامل دارد

***
بالاخره روز جمعه اومد و تموم شد … دل من هم آروم گرفت …بايد منتظر اعلام نتايج باشم …..توكل به خدا
از نوزدهم تا حالا مرخصي بودم …خيلي حال داد … يه هفته واسه خودم پادشاهي كردم … و از همه مهمتر اينكه ،چون درگير درس و امتحان بودم …كمتر به خودم فكر ميكردم و روحيه‌ام خيلي بهتر شده !
ميخوام برم بدمينتون ثبت‌نام كنم البته با سارا …دارم مخشو ميزنم باهام بياد …
يكشنبه تولد آيدا ،دختر داييمه …رفتم يه تاپ خوشگل قرمز از اين پشت گردنيا براش گرفتم …فكر كنم خيلي بهش بياد …براي خودم هنوز هيچي پيدا نكردم …شايد امروز برم هفت حوض يه چيزي بگيرم …
امتحان ديروز به نظر من از پارسال خيلي سخت‌تر بود ….نميدونم چرا من انقدر بدشانسم آخه! …آدرس حوزه رو هم يه مدلي تو كارت نوشته بودن كه من از هرجا ميپرسيدم ، منظورم 118 و …، هيچ كدومشون نتونستن كمكم كنن تا آخر سر رفتم از رو نقشه پيدا كردم اونم كجا! خاني آباد نو !
آدرسش اينجوري بود :”تهران- خيابان ماهان- خيابان مطهري” …. خلاصه كه همه با مطهري بالاي وليعصر اشتباه گرفته بودن و كلي داد و بيداد راه افتاده بود …طفلكيا بعضياشون فشارشون افتاده بود !… همه ميخواستن برن اعتراض كنن …ولي كيه كه گوش بده؟؟؟