jump to navigation

پدر شناسنامه ای سه شنبه, جولای 15, 2008

Posted by saba in روزمرگي.
13 comments

فردا روز پدر است…

پدرم روزت مبارک!!!!!!!!

چهارده سال است که ندیدمت و تنها با یادآوری خاطرات تلخ گذشته می توانم قسمتهایی از چهره سرد و بیروح و همیشه عصبانی تو را بخاطر بیاورم.

نمیدانم الان کجایی؟ بچه هایی بجز من و سارا داری یا نه؟ نمیدانم در این سالها شده به یادمان بیفتی و بخواهی سراغی از دخترانت بگیری؟

فردا برای من روز تلخیست …مثل همیشه …روزی که نمیدانم به که باید تبریک بگویم؟ چه کسی را باید ببوسم و از زحمات چه کسی تشکر کنم؟

اصلا آیا تو زحمتی برایم کشیده ای؟

…یادم اومد …تو باعث شدی من به این دنیا بیام …

ولی چرا قبل از اینکه بخواهی تصمیم بگیری من بوجود بیام ازم نپرسیدی آیا دوست دارم بی پدر بزرگ بشم؟ آیا دوست دارم بخاطر نبود تو همیشه تحقیر بشم؟

کینه ای ازت بدل ندارم …فقط دلم برات میسوزه …

تو لیاقت پدر بودن رو نداشتی!

تو هیچوقت دوستم نداشتی…حسرت بدلم گذاشتی بابایی

 

 

“حق دارم ازت متنفر باشم یا نه؟”

 

 

روز پدر را به همه بابا های با معرفت و مهربون  تبریک میگم و برای همشون آرزوی موفقیت و کامیابی میکنم.

 

 

پ.ن: دو روز این هفته رو مرخصی گرفتم یه ذره درس بخونم …فعلا که خوب پیش میرم .