jump to navigation

دعا كنيد شنبه, جولای 5, 2008

Posted by saba in روزمرگي.
trackback

با يكي از همكارام سر اينكه اسلام دين كاملي هست يا نه بحث ميكرديم ، نميدونم تاحالا براتون پيش اومده ولي من هروقت به اين مسائل زياد فكر ميكنم يه جورايي دچار شك ميشم ،انگار گناه كبيره مرتكب شده باشم زود استغفراله ميگم … يه سوال مطرح كردم كه كسي جوابشو نميدونست: چرا خانمها بايد با حجاب كامل نماز بخونن حتي اگه تو جايي باشن كه هيچ نامحرمي وجودنداشته باشه؟ من واقعا فلسفه اينو نفهميدم ..البته يكي از دوستام گفت بخاطر اينه كه خدا مذكره ..اگه اينطوره چطور تو مواقع ديگه كه خانمها حجاب ندارن مشكلي پيش نمياد؟ مگه خدا همه‌جا حضور نداره؟

دوشنبه رفتم دندونپزشكي ، يه چك‌آپ كامل كردم. دوتا پركرني و جرم گيري احتياج دارم كه واسه هفته بعد
وقت گرفتم …قابل توجه خودم كه درس نميخونم … توروخدا يكي به من انگيزه بده لطفا …دارم از دست ميرم!

سه‌شنبه رفتم منوچهري و يه حالي به خودم دادم ..خريدن لوازم آرايشو خيلي دوس دارم …يعني وقتي وارد مغازه ميشم دوس دارم همشونو بخورم …ببخشيد بخرم!… وقتي داشتم برميگشتم خونه ، تو اتوبوس سه تا دختر پيش همديگه نشسته بودن كه يكيشون ازدواج كرده بود ..اين سه تا بقدري شاد و سرحال بودن كه ناخودآگاه رومو برگردونده بودم طرفشون و حرفاشونو گوش ميدادم ..يه لحظه با خودم گفتم خدا يه دوست دختر باحال هم مثل اينا به ما نداد كه لااقل وقتي دلمون ميگيره يه قراري باهاش بزاريم دو سه ساعتي باهم فقط بخنديم! ..بابا من يه عدد دوست خنده‌رو ميخوام كه هروقت بهش بگم بيا خونمون يا بريم بيرون اوكي باشه! ميدونين من از دوران دانشگاه دوتا دوست برام مونده كه هنوز باهم در تماسيم ،البته با يكيشون فقط اس‌ام‌اسي تماس دارم از اول امسال دارم خودمو ميكشم يه قرار سه‌تايي باهمديگه بزاريم بريم بيرون كه هر دفه يكيشون يه روز مونده به قرار خبردادن كه يا امتحان دارن يا مهمونن يا مهمون دارن يا مسافرتن يا ….ميخوان منو بكشن راحت بشن ..بابا يعني يه قرار دو ساعته انقدر وقت ميگيره ؟ تنهايي هم كه نميشه پاشم برم سينما و پارك ميشه؟!

چهارشنبه بهمون خبر دادن دختر دوساله و نيمه يكي از خدماتيها هپاتيت نوع c گرفته متاسفانه …خيلي ناراحت شدم ..شما نميدونين چقدر نازه ..براش دعا كنيد خوب بشه طفلكي
تازگيا به طرز وحشتناكي! تمايل پيدا كردم به مكالمات تلفني ديگران گوش بدم، حالا فرقي نميكنه كجا باشم … تو اداره يا مترو يا تاكسي يا اتوبوس يا حتا تو جمع دوستا و فاميلا! مخصوصا اگه مكالماتشون عاشقانه باشه ديگه صد درصد حواسم همونجاست …بعدش هم ياد خودم و … ميفتم و افسوس ميخورم …خب اگه يه وقتي داشتين با آقاتون تلفني صحبت ميكردين ،بعد ديدين يكي همينجوري بهتون زل زده ، احتمال بدين شايد من اون آدم فضول باشم . :-/

از همينجا اعلام ميكنم هركس دنبال شانس ميگرده يه تماسي با من بگيره …اصولا تا يه آرايشگر خوب واسه ابرو پيدا ميكنم ،يكي دوباري كه ميرم پيشش دفه سوم يا جاشو عوض كرده يا كلا كارشو تعطيل كرده …يا مثل اين آخري باردار ميشه و تا چندوقتي به خودش مرخصي ميده !

ديشب جاتون خالي انقدر استرس بهم وارد شد كه تا ساعت 4 صبح بيدار بودم ..ماجرا از اين قرار بود كه سارا ديروز با دوستاش قرار داشت كه برن كوه ،البته به ما اينطوري گفته بود ! دراصل رفته بودن يه جاي خوش‌آب و هوا اطراف قزوين …ديروز ساعت 5 صبح از خونه رفت بيرون ،از شانس ما خاله‌ام هم اومده بود خونمون كه شب با مامانم برن عروسي يكي از فاميلامون ،خلاصه تا ساعت 7 كه مامانم اينا ميخواستن برن خبري از سارا نبود ماهم هرچي موبايلشو ميگرفتيم آنتن نميداد تا بالاخره خودش زنگ زد و گفت رفته خونه دوستش براي پروژه‌شون و تا ساعت 9 برميگرده ..ساعت از ده هم گذشته بود كه به سارا زنگيدم گفتم چرا نمياي كه ديدم صداش ميلرزه ،ميگه من با دوستاي دانشگاهم اومديم تور الان هم تو اتوبان تهران – كرج هستيم و ترافيك شديده ،تو يه جوري مامانو قانع كن ،من تا 12 ميام خونه ..مامانم اينا هم ساعت 11 اومدن ديگه به هرترتيبي بود خاطر مامانمو جمع كردم كه سارا تا ساعت 12 برميگرده خونه …حالا داشته باشين ساعت شد يك، شد دو و سارا نيومد ..خودم هم داشتم از نگراني ميمردم ولي خودمو زده‌بودم به خواب كه دوست سارا زنگ زد گفت ماهنوز تو اتوبانيم و تا يك ساعت ديگه ميرسيم تهران ،شما به مامانت بگو!
نميدونين وقتي به مامانم گفتم چه حالي شد! اصلا فكر نميكرد سارا بهش دروغ بگه ، شوكه شده بود ..از يه طرف هم خاله‌ام هي بيدار ميشد ميگفت چرا سارا نيومده؟ …خلاصه ساعت سه و نيم رسيد خونه ..البته مامانم جلوي خاله هيچي بهش نگفت ، ولي ميدونم امروز كه برم خونه يه دعواي درست و حسابي داريم …خدا بخير بگذرونه.
كلاسهامو دارم ميرم …از آمار مهندسي چيز زيادي نميفهمم و اميدي به قبولي ندارم ! استادايي هم كه برامون گذاشتن هيچي بارشون نيست و فقط استرس بچه‌‌ها رو زياد ميكنن ..باورتون ميشه ؟ ديروز سر آمار سه تا مسئله حل كرديم كه هيچكدومشونو استاد بلد نبود ، بچه‌ها حل كردن!
ميدونم خيلي وراجي كردم …ولي ببخشيد
:) )

دیدگاه‌ها»

1. idea - شنبه, جولای 5, 2008

سيلام سيلام! من كلن ديگه زياد فكر نميكنم به اينجور مسائل. اعتقادم برينه كه به چيزايي كه توي قرآن نوشته شده ميشه اعتماد كامل كرد اما مسائل ديگه رو بايد با برهان عقلي تا جايي كه ميشه حل و فصل كرد.
من دوستايي دارم بدون حجاب و حتي با ناخوناي لاك زده نماز ميخونن. خوب چه عيب داره.
منم دوستام همه پر كشيدن و رفتن اون ور آب. ايده موند و حوضش. اما وقتي بودن آخر خرابكاري بوديما…. واي يادش به خير.
————————————————————————————-
پاسخ:
سلام عزيزم
به نظر من هم هيچ عيبي نداره …ولي ميخوام يقين پيدا كنم كه عيبي نداره ، يعني اينكه بدون وضو هم ميشه نماز خوند …فقط كافيه تميز باشم!
آره به خدا …يادش بخير :( (((

2. سايه - شنبه, جولای 5, 2008

بشتر مراقب خودت و سارا خانوم باش
————————————————————————————-
پاسخ:
چشم :) )

3. مرد تنها - شنبه, جولای 5, 2008

سلام.اي بابا گفتيد تنهايي.من خودم بارها خودمو تنها دعوت كردم رستوران.اتفاقا بد هم نيست واسه خودش حسي داره.كوه و بقيه تفريحات رو هم تنها ميرم.فعلا كه نمرديم از اين كار :) اتفاقا وقتي چاره اي جز تنهايي نيست ادم با خودش خيلي حال مي كنه.اخا احتمال اينكه ادم خودش با خودش تفاهم نداشته باشه خيلي كمتره تا اينكه به يه نفر ديگه تفاهم نداشته باشه.راجع به امار مهندسي هم كتاب راس رو بگيريد بخونيد.صنايعي ها عاشق اين كتابند معمولا.
————————————————————————————-
پاسخ:
سلام. من هم چندبار امتحان كردم.ولي هميشه از اينكه تنهايي مثلا رفتم رستوران پشيمون شدم.شايد شما بخاطر اين راحتين كه مرد هستين .تو ايران اگه يه دختر تنها بره كوه يا هرجاي ديگه درموردش بد فكر ميكنن…بهش بد نگاه ميكنن… متاسفانه سوالهاي پيام نور از همين كتابي هست كه معرفي كرده ، نه هيچ كتاب ديگه اي.
بازم ممنون :) )

4. مرد تنها - شنبه, جولای 5, 2008

راس = Ross
————————————————————————————-
پاسخ:
ممنون

5. مرد تنها - شنبه, جولای 5, 2008

اهان راجع به دوست هم عرض كنم كه بهش فكر نكنيد.منم دوست بدرد بخور ندارم.يعني اينطور بگم هر كي به فكر كار خودشه اينايي هم كه چند روز دور و بر ادمند اكثرا واسه لهو و لعب :) و الكي كركر و هرهر كردن يا براورده شدن نيازهاي شخصيشون هست و پس فردا كه زن بگيرن يا شوهر كنند يا نيازشئن براورده شه رفتاراشون كم كم عوض ميشه و فراموشتون ميكنن.پس يادتون نره دستتئنو بگيريد به زانوي خودتون و پاشيد.قدرتشم داريد.مطمئنم
————————————————————————————
پاسخ:
نميشه راجع به همه اينطور قضاوت كرد ..هستن دوستايي كه تا آخر عمربا آدم ميمونن كه متاسفانه من تا حالا نداشتم…
ميدونين روحيه من طوريه كه نميتونم تنها بمونم …تنهايي برام نوعي عذابه …بيشتر لحظات سخت زندگيم تو تنهايي هام ميگذره
گفتم كه خيلي امتحان كردم ولي روحيه شو ندارم متاسفانه!

6. مرد تنها - شنبه, جولای 5, 2008

بله مي فهمم.اين تنهايي وبال بنده هم هست.عين يه ادم سنگينه كه اومده رو سينه ادم نشسته و نميذاره ادم راحت نفس بكشه.اما خوب چاره چيه ميسازيم.در مورد دوم هم بله متاسفانه جامعه املي داريم.خيلي امل.اما اگر بخوايد به حرف اين خاله زنكها زندگي كنيد زندگيتئن رو تباه مي كنن.اتفاقا من كوه كه ميرم تك و توك دختراي جوون مي بينم كه تنها ميان كوه.و كسي هم فكر بدي فكر نكنم راجع بهشون بكنه.البته بعضي كوهها مثل دربند و توچال شدن مركز رفت و امد انسانهاي ناباب.من كلكچال ميرم وسط هفته ها.خلوته اما خيلي امن و جالبه.خانومهاي تنها چه جوون و چه مسن هم زياد ميان.
————————————————————————————
پاسخ:
شما درست ميگين فكر نميكنم از عهده من بربياد تنهايي ،وسط هفته برم كوه
:) )

7. مرد تنها - شنبه, جولای 5, 2008

جدا من نمي فهمم اين جامعه ما كي ميخواد از يك سري افكار پوسيده كه هيچ ربطي به اسلام هم نداره دست بر داره.امل بازيهاي سنتي و دست و پا گير كه تا مياي يه كار كني ميگن بده.اه.والا اين چيزا تو اسلام نبوده و نيست و يك سري بدعتهايي هست كه توسط صاحبان زر و زور و تزوير يا عوام پديد اومده.
————————————————————————————-
پاسخ:
بشدت باهاتون موافقم.

8. صبا - شنبه, جولای 5, 2008

سلام
درمورد این سوالات بی جواب بگم که منم هنوز نتوستم خودمو از شرشون خلاص کنم. اینا سوالاتین که هستنو فک نمی کنم کسی جوابی براشون داشته باشه، همه اصولا توجیه می کنن فقط…
رفیق پایه کمه، اینو قبول دارم… خودم خیلی وقتا از نظر دوست تو خلاء بودم.
یعنی اینقد ترافیک بود؟!!!
منم خریدنه لوازم آرایشو خیلی دوست دارم. همشون خیلی خیلی خوشگلن! همیشه وقتی می رم تو این فروشگاه ها، دوس داشتم می تونستم همه اجناسشونو بخرم
شاد باشی عزیز
—————————————————————————————
پاسخ:
سلام عزيزم
آره بابا …ترافيكش خيلي شديد بوده!
قربونت برم :) )

9. مرد تنها - شنبه, جولای 5, 2008

اي بابا حال من نگفتم كه بيايد بريد كوه :) مثال زدم.
————————————————————————————-
پاسخ:
اااااا … پس چي گفتيد؟
:) )

10. inmorix - شنبه, جولای 5, 2008

سلام….بابا بیخیال تلفن گوش کردن شو…زشته…شایذ بخوان یه چیز بگن که شما نشنوید….مخصوصا از نوع عاشقانش….این دانشگاه شما استاد آمار مهندسي نمیخواد…قول میدم هم خوب تمرین حل کنم هم خوبم نمره بدم…..شاد باشین
————————————————————————————
پاسخ:
سلام …مثلا چي بگن؟؟؟ :) )
چرا!اتفاقا خيلي احتياج داريم …مخصوصا براي حل تمرين… كتاب آمار مهندسي ترجمه هاشم محلوجيه .

11. صبا - یکشنبه, جولای 6, 2008

سلام
نه من هنوز درسم تموم نشده. کرادانیو تو بج گرفتم. الان دارم کارشناسی می خونم تازه. ترم 5 ام. ما که کلی کار داریم حالا
ممنون سر می زنی عزیزم
————————————————————————————
سلام
خوش بحالت …كاش منم الان دانشجوي كارشناسي بودم!
:) )

12. مرد تنها - یکشنبه, جولای 6, 2008

نه من گفتم كه هم سن و سالاي شما تنها ميرن و كسي فكر بدي راجع بهشون نميكنه.منظورم اين بود كه شما ترستون از تنها تفريح كردن بريزه نه اين كه بريد كوه :) البته بهتون حق ميدم.يك دختر تنها تو جامعه ما خيلي اذيت ميشه.كاملا درك ميكنم.
————————————————————————————
پاسخ:
مرسي كه درك ميكنيد
:)

13. مرد تنها - یکشنبه, جولای 6, 2008

راستي ياد يه چيز جالب افتادم.يه خانمي بود از اشنايان.اتفاقا هم سن و سال شما هم بود.جدا دلم مي خواست ببينيدش.انقدر اين ادم زبل بود كه چه عرض كنم.اخرشم تك و تنها راحت پاشد رفت استراليا.اونجا هم كسيو نداشت.الانم خيلي راحته.ببينيد مردومو چقدر گانگسترند :) حالا هي شما نگران تنها كوه رفتن باشيد :)
————————————————————————————-
پاسخ:
اين خانوم احيانا هموني نبودن كه قبلا در موردشون گفته بودين آيا؟
:) )

14. مرد تنها - یکشنبه, جولای 6, 2008

خوب بله ديگه :) )
————————————————————————————
پاسخ:
:)

15. صندوقک - یکشنبه, جولای 6, 2008

اصولا شنیدن حرف های دیگران لذت بخشه
————————————————————————————
پاسخ:
بشدت موافقم :) )

16. شادافسرده - یکشنبه, جولای 6, 2008

“البته يكي از دوستام گفت بخاطر اينه كه خدا مذكره”
این حرفا چیه…
وقتی دلیلی نیست، لازم نیست که دلیل تراشی کنیم…
فکر میکنی جواب این سئوال، کمکی بهت میکنه؟ یعنی توی این وانفسا، اینقدر ما ریزبین و نکته بین شدیم؟!!!
————————————————————————————
پاسخ:
من دليلشو قبول نكردم
بله …ممكنه كمك كنه …ميدونم مسايل مهمتري هم براي فكر كردن وجود داره مثل فسادي كه تو ايران داره غوغا ميكنه …مثل گروني هاي اخير و چيزاي ديگه …ولي اينم يه سوال بود!فقط همين.

17. احسان - یکشنبه, جولای 6, 2008

سلام صبا جون…
گفتي … آپ كردم …. چرا نمي آي پس؟
چطوري؟
من اصلا خوب نيستم…
دارم مي پوسم…
———————————————————————————–
پاسخ:
سلام … چي شده؟
:( (

18. مداد - یکشنبه, جولای 6, 2008

نمی دونم به هر زوری بود یه افزون رو فایر فاکس گذاشتم الان حداقل می تونم بنویسم خدا خیرشون بده ..این دفعه چرت وپرت نوشتم ولی ….
————————————————————————————
پاسخ:
متاسفانه من هم دوباره نميتونم عكس بذارم
:( (

19. admin - دوشنبه, جولای 7, 2008

سلام
فکر نمیکنی گوش دادن به مکالمه دیگران یه جورایی نقض حریم خصوصی اونها محسوب میشه. فقط کافی خودت رو توی اون شرایط احساس کنی تا ببینی چقدر بد و ازار دهنده است.
حالا سارا کدوم منطقه خوش اب و هوا رفته بود؟
————————————————————————————-
پاسخ:
سلام

دقيقا نميدونم!

20. فلفل بانو - دوشنبه, جولای 7, 2008

به نظر من چون ميگن پشت سره مومن صف به صف فرشته ها و جن هاي مومن نماز ميخونن اين طوري بايد بخونيم چون كسايي حضور دارند كه ما نمي بينيمشون موقع نماز
————————————————————————————–
پاسخ:
البته اينم يه حرفيه … ولي تو اسلام حكمي مبني براينكه زن بايد خودشو از اونايي كه نميبينتشون ( مثل فرشته يا جن) بپوشونه وجود نداره! داره؟

21. شادافسرده - دوشنبه, جولای 7, 2008

یک دختر 11 ساله… وای خدا… وای…
————————————————————————————
پاسخ:
:( (

22. مرجان - سه شنبه, جولای 8, 2008

میدونی ؟ اصلا خدا همه جوره خواسته ما زنها رو بچزونه که میخواد امتحانمون کنه ! بابا من از همین الان میگم امتحانو رفوزه میشم حالا چطور به خدا بگم که منو امتحان نکنه ؟ :( ((

بابا ایول ! تو هم که عشق لوازم آرایشی هستی :دیییییییییییی

آخی طفلی دختره :( (( براش دعا میکنم

بابای
————————————————————————————
پاسخ:
نازي …
مرسي عزيزم ..منم اميدوارم حالش خوب بشه

باباي عزيزم:))

23. معين - چهار شنبه, جولای 9, 2008

سلام
آپ كردم
حرفهاي مردم رو هم گوش كردن خوب نيستا ولي خب جالبه
————————————————————————————
پاسخ:
سلام
اومدم …ولي نتونستم نظر بزارم …همش ميگه “نوشتن متن الزاميست”…از خونه ميام.
چشم:))

24. آلوچه! - پنجشنبه, جولای 10, 2008

من برای این بچه ها که مریض میشن خیلی دلم مسوزه… بعضی موقع ها گریم میگیره (مثل الان)…
در مورد اون بحث حجاب زنها: (البته بگم که من در اون حدی نیستم که بخوام در رابطه با این موضوع به چالش بپردازم این چیزایی هم که میخونید فقط نگاه شخصی بنده به این موضوعه. امیدوارم ناراحت نشید. ) حالا یعنی همه چیزمون ردیف شده مونده همین که چرا زنها موقع نماز خودن باید حجاب کامل داشته باشن؟ اول اینکه یا ما یه قانون رو قبول میکنیم که باید همه جنبه هاش رو رعایت کنیم. یا قبول نمیکنیم. وقتی قبول میکنیم یعنی به اون قانون اطمینان داریم و میدونیم که به ضررمون نیست. پس دیگه نیازی نیست شک کنیم. خیلی چیزا هست که بشر فکر میکنه براش ضرر داره (که این فکر هم از راحت طلبی نشأت می گیره) در صورتی که این طور نیست. و خیلی موارد هم بالعکس همین موضوع. مطمئن باشید خدایی که من و شما رو آفریده خیلی بهتر از خودمون، ما رو میشناسه و از خصوصیاتمون مطلعه. ولی به نظر من به خاطر اینه که حیا رو از طرف سلب میکنه. الان شما اگه توجه کرده باشید کسی که یکی دو بار حجابش رو کامل رعایت نمیکنه دیگه براش عادی میشه. همین الان هم میبینیم که خیلی از خانم ها وقتی توی خیابون روسریشون می افته اصلا براشون مهم نیست.
————————————————————————————–
پاسخ:
يعني آقايون اگه حياشون بريزه مانعي نداره؟؟؟ ايني كه شما به اسم قانون ازش نام بردي ،يه قانون اجباريه كه به محض تولدمون در گوشمون ميگن! و فكر نميكنم فرمايش قران دقيقا اين باشه …
به هرحال انصاف هم خوب چيزيه ! من مطمئنم شما ، خودت حتي يه روز هم راضي نميشي تو اين روزهاي گرم جاي يه خانوم باشي كه مجبور بشي مانتو و مقنعه و چادر رو تحمل كني ..شما خيلي راحت با يه بلوز آستين كوتاه مياي بيرون ..هيچكي هم بهت گير نميده …بعد از افتادن روسري يه خانوم انتقاد ميكني… همونطور كه تو قران اومده خانمها بايد عورتشونو بپوشونن به آقايون هم گفته شده بايد نگاهشونو از نامحرم بدوزن كه متاسفانه تو كشورهاي اسلامي خلاف اين ثابت شده …يعني مردها حق دارن نگاه كنن و لذت ببرن ..اون زن بيچاره است كه بايد خودشو بپوشونه ..مبادا مردي به گناه بيفته!!!

25. آلوچه! - یکشنبه, جولای 13, 2008

خب حیای آقایون تو چیه؟ والا من که ندیدم تا حالا مردی با شلوارک و رکابی تو خیابون بیاد!
قانون اجباری؟! من فکر نمیکنم… شما نمیتونی دینی که داری رو عوض کنی؟ بعدشم اونیکه میگید قرآن گفته خانم ها فقط باید عورتشونو بپوشونن فقط در مقابل خانم هاس (یعنی همجنس ها) نه تو خیابون و ملا عام. در مقابل نامحرم حتی نباید پاهای یک زن معلوم باشه. حتما باید جوراب پاش باشه. بعد شما اینجوری میگی. بعدشم کی گفته که مردها حق دارن نگاه کنن؟ هر چند بعضی ها این گناه رو مرتکب میشن. همینطور که خانم ها حق ندارن با حجاب ناقص بیرون بیان ولی خیلی ها میان. بعد نمیدونم شما به چی میگی پوشش؟ به این روسری ها که عرضشون کمتر از 10 سانته؟ یا مانتوهایی که فقط تا زیر باسن میان؟ یا کفش هایی که فقط کفه دارن؟ الان که همه خانم ها مثل مردها لباس می پوشن.
من اولش هم گفتم نظر شخصیمه.
———————————————————————————
پاسخ:
من منظورم خیابون نبود ..سرنماز بود …حالا شما ندیدی …من زیاد دیدم ! شاید آقایون محله شما مراعات میکنن!تو ایران اکثرمردها نگاه میکنن و به قصد لذت هم نگاه میکنن اینو نمیتونی حاشا کنی ..هر روز تو کوچه و خیابون هزار موردشو داریم میبینیم …اگه حجاب ناقص بده؟ اگه شال 10 سانتی بده؟ پس چرا جلوی فروششو نمیگیرن؟ وقتی این مدل پوشش داره عرضه میشه خب معلومه که همه اونی رو که زیباتره انتخاب میکنن و میخرن…یعنی مردها انقدر ایمانشون پایینه که با نگاه کردن یه مقدار کم از پای یک زن به گناه میفتن؟؟؟بعد هم به قول خودتون همه چی این مملکت درست شده فقط مونده از چند تار موی بیرون اومده خانمها انتقاد بشه؟ من خیلیها رو میشناسم که هیچ حجاب درست و حسابی ندارن ولی قلبشون خیلی پاکتر از یه عده خانمایی که تو خیابون فقط دوتا چشمشون پیداست ولی از صبح تا شب درحال تهمت زدن و غیبت کردن این واون هستن …حجاب و پاکی باید تو ذات یه نفر باشه نه اینکه بزور بخوان بهش بگن… سوال من هم فقط در مورد نماز بود!