jump to navigation

خداوندا سه شنبه, می 20, 2008

Posted by saba in Uncategorized.
trackback

دكترعلي شريعتي :

خدايا كفر نميگويم ، پريشانم ، چه ميخواهي تو از جانم ؟ مرا بي‌آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي. خداوندا تو مسئولي.خداوندا تو ميداني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است. چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است.

دیدگاه‌ها»

1. shiveedpolo - سه شنبه, می 20, 2008

واقعا چه رنجی میکش انکس که انسان و است واز احساس سرشار و مجبور به زندگی در بین ادمهای انسان نماست
—————————————————————————————-
پاسخ:
متاسفم :(

2. گستاخ - سه شنبه, می 20, 2008

ما خود دولت هستیم

بیا بخون ببین چه کردیم
—————————————————————————————-
پاسخ:
باشه حتما :)

3. زهرا - چهار شنبه, می 21, 2008

وای من عاشق این شعره شدم صبا جون
————————————————————————————–
پاسخ:
منم همينطور

4. اسماعیل - چهار شنبه, فوریه 4, 2009

خداوندا ما را ز خود بنگر که بتوانیم با بخششت سر بر روی بالشت بگزاریم

5. زهرا - سه شنبه, آگوست 11, 2009

سلام این شعر واقعا زیبا بو د

6. یک بدبخت - جمعه, نوامبر 13, 2009

این کفر است